اجتماعي-فرهنگي-سياسي-طنز |
ایران و فلان کشوردنیا امروز در مذاکراتی که با هم داشتند تصمیم به گسترش مناسبات فی مابین وافزایش حجم مبادلات گرفتند.این اتفاق تحولی در مناسبات ایران با این نقطه از دنیاست که آثار مثبت آن به زودی نمایان خواهد شد.صحبتهای آقای فلانی وزیر مربوطه رو میشنویم در این زمینه:
کات(صحبتهای وزیر امور مربوطه در آن کشور در مقابل میکروفون واحد مرکزی خبر): :ایران و فلان کشوردنیا امروز در مذاکراتی که با هم داشتند تصمیم به گسترش مناسبات فی مابین وافزایش حجم مبادلات گرفتند.این اتفاق تحولی در مناسبات ایران با این نقطه از دنیاست که آثار مثبت آن به زودی نمایان خواهد شد
گوینده خبر:جهت کسب اطلاعات بیشتر از این مذاکرات ارتباط مستقیم برقرار کردیم با آقای فلانی گزارشگر صدا وسیما در آنجا! آقای فلانی با سلام از گفتگوهای امروز مقامات با اونجا چه خبر؟
(آقای فلانی که صدای ما را با تاخیر میشنود در حالیکه دستش در گوشش است و کله خود را تکان میدهدبعد از چند ثانیه میگوید):
بله! ایران و فلان کشوردنیا امروز در مذاکراتی که با هم داشتند تصمیم به گسترش مناسبات فی مابین وافزایش حجم مبادلات گرفتند.این اتفاق تحولی در مناسبات ایران با این نقطه از دنیاست که آثار مثبت آن به زودی نمایان خواهد شد
گوینده خبر:ممنون آقای فلانی... واینک مروری بر خلاصه خبرها:
ایران و فلان کشوردنیا امروز در مذاکراتی که با هم داشتند تصمیم به گسترش مناسبات فی مابین وافزایش حجم مبادلات گرفتند.این اتفاق تحولی در مناسبات ایران با این نقطه از دنیاست که آثار مثبت آن به زودی نمایان خواهد شد
.....و بعد گوینده توجه ما را به خبر بعد جلب میکند!!!ما هم سریع جلب میشویم!!نمیدونم چرا یادم نمیاد
کجا دستای ما با هم گره خورد
چه روزی قلبم از عشق تو لرزید
کدوم یکی دل اون یکی رو برد
چرا درگیر احساست شدم من
چطوری اولین دیدار رخ داد
تو بهمن بود یا نزدیک مرداد
نمیدونم چرا یادم نمیاد.....
آلبوم جدید رضا یزدانی (ساعت فراموشی) هرچند اصلا قابل مقایسه با آلبوم قبلیش(ساعت۲۵که یک اثر فوق العاده بود)نیست اما فقط به خاطر همین یه ترانه ارزش خریدن داره.
-سعی کنید وقتی دنیا داره اون روش رو به شما نشون میده شما روی دیگه تون رو بهش نشون ندید.بزارید خیال کنه بی تفاوتید....
دوستانی که من رو از نزدیک میشناسن میدونن که از هرچی افه های روشنفکری و پز وقیافه گرفتن و با ادا حرف زدن هست بدم میاد اما واقعا نمیشه بعضی وقتها سکوت کرد . گفت ایشالله گربه است.
به خدا نمیشه نشست و گفت :عیبی نداره همین هم خوبه! همین که میان و شرکت میکنن بازم خدا رو شکر
نمیشه ندیده گرفت اون چیزی رو که میبینیم.
الان انشالله تابلوه که من دارم در مورد چی حرف میزنم دیگه؟!
منم جواب دادم ببخشید اشتباه شده
اونم جواب داد من رهنما هستم به هر حال خوشحال میشم بیاید
منم زدم من بازم نشناختم اما اگر بتونم حتما میام
اونم گفت من بهاره رهنما هستم
منم که خیلی برام جالب شده بود گفتم باعث افتخاره و حتما میام
هرچند نرفتم برای دیدن تئاتر اما چک کردم دیدم شماره درسته و واقعا بهاره رهنما بوده که داشته اشتباهی اس ام اس میداده
۲-امروز رفتم بانک ملت یه حساب بانکی باز کنم آقاهه بعد نیم ساعت میگه:۱۰روز طول میکشه
میگم چرا؟
میگه:شماره سریال شناسنامه ات با یکی تو بندرعباس تشابه داره باید ثبت احوال چک کنه
میگم آقای محترم من تو سه تا بانک حساب دارم چرا تاحالا این اتفاق نیافتاده بود
میگه آخه اونها با ثبت احوال لینک نیستن اما ما هستیم
من همیشه با این شماره سریال شناسنامه مشکل داشتم و میگفتم آخه به چه دردی میخوره!!
امروز فهمیدم برا تاخیر در کار به درد میخوره
- روزهای با تو بودن رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.
-ممنون! من هم شبهاش رو!!
من به طلبیدن اعتقاد دارم اما به نطلبیدن بیشتر اعتقاد دارم!!!معتقدم در خونه امام معصوم همیشه به روی همه بازه وهمه میتونیم به پیش امام معصوم بریم مگر اینکه خلافش ثابت شه !!! "محروم کردن" از ویژگی های یک امام نیست!!!! به همین خاطر هست که وقتی میخوایم اما نمیشه اما نمیریم ،جای اینکه از او دلگیر باشیم خودمون یک حس شرمندگی و خجالت از خود پیدا میکنیم.
امیدورام اون شبه معجزه 8/8/88امسال هم نه در روز تولد که در روزهای آینده یکبار دیگه تکرار بشه.
میلاد مبارک.
-بیداری "انگلیس در اسلام"؟
-بیداری "انگلیس اسلامی"؟
-بیداری "اسلام انگلیسی"؟
-انگلیس "بیدار اسلامی"؟
-اسلام "بیدار انگلیسی"؟
خدا شانس بدهد.مثل یک جفت چشم برای کور.اصل جنس بود.یک هفته پیش به این مجتمع آمدند و در واحد 6درست بالای ما اثاث ریختند.آنهم جای جناب سرهنگی که اینجارا با پادگان یکی کرده بود،خیال میکرد که دخترهاش چه تحفه ایی هستند که آنطورمراقبشان بود.خودشان هم معذب بودند.کوچکتره یکبار در فیس بوک بهم گفت.نصف شبی بود.اما در عوض اینها تیپشان روشنفکری است. اینطور که من میبینم شماره موبایل که پیش کش،بیست وچهارساعته میتوانم کارت ملی وعابر بانک دختره را هم دربیاورم.همان روز اساس کشی دیدمشان. گفتم:ایندفه دیگر خدا خواسته!اگر هم نخواهد من میخواهم.همان روز فهمیدم دانشجوی دندانپزشکی است.سال آخر.میتوانستم در راهرو مجتمع جلوش را بگیرم برای دیدن دندانهام،مثلا معاینه.
.یوسف پدرسگ هم نمیدانم از کجا آمارم را درآورده بود ومیدانست پاپیش هستم!گفت:
بی خیالش شو.سگ دارد.
گفتم ای خشک شانس!این هم از این،گفتم:مطمئنی؟ من آمارش را دارم خبری ازکسی نیست!!
گفت اینهارا نمیدانم فقط میدانم سگ دارد بی خیالش شو!2روزی هست میبینمش.
صبح اول وقت موقع خوردن صبحانه مادر با ناراحتی میگفت:خدا پدر سرهنگ را بیامرزد لاقل دین وایمون داشت،اینها که جاش آمده اند لامذهب هستند.سگ را آورده اند داخل پارکینگ.نجس میکند همه چیز را.گفتم سگ دارند مگر؟
گفت آره .بی زبان هم هست زبان بسته!!مگر در پارکینگ ندیدیش؟دیشب هم معلوم نیست با کدام گور به گوری از همسایه ها رفته اند سفر!حیوان را در پارکینگ رها کرده نکبت!
چشمانم از حدقه بیرون زده بود .لقمه بی اختیار در دهانم جویده میشد.سریع موبایل یوسف را گرفتم.خاموش بود.پدر سگ!!!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|