هيچ جاي جهان هنوز به اتوپياي عدالت دست نيافته است اما در بعضي جغرافياها مانند آمريکاي لاتين اين بي عدالتي آن قدر پررنگ  است که همه جا ميتوان آن را ديد وچشم را بي انکه نيزه ديکتاتوريها به چشمت فرو نرود نمي شود چرخاند گاهي حتي شرايط آنقدر بغرنج ميشود که کاستي ها نه مطرح ميشوند و نه جايي براي نقد آنها باقي ميماند.دربسياري از کشورهاي آمريکاي جنوبي تيغ تيز سانسور همه چيز را انکار ميکند وتلويزيونهاي دولتي مدام خبر از ميزان بالاي رفاه وخوشبختي آن ملت ميدهند.براي مثال اگر روزنامه هاي کشور من را که همگيشان به قبضه دولت درآمده بخوانيد هيچ خبري از رهبران سنديکاها ديده نميشود. در عوض تا دلتان بخواهد ميتوانيد خبرهايي درباره کشفيات جديد دانشمندان پرويي، میزان خوشبختي مردم وافزايش حقوق بازنشستگان بخوانید ودرست همینجاست که رسالت نویسنده شروع ميشود .تنها ادبيات ميتواند اين خلاءرا پر کند

ماريو بارگاس يوسا.برنده نوبل 2010