مظلویت یک مظلوم .
دوستانی که من رو از نزدیک میشناسن میدونن که از هرچی افه های روشنفکری و پز وقیافه گرفتن و با ادا حرف زدن هست بدم میاد اما واقعا نمیشه بعضی وقتها سکوت کرد . گفت ایشالله گربه است.
به خدا نمیشه نشست و گفت :عیبی نداره همین هم خوبه! همین که میان و شرکت میکنن بازم خدا رو شکر
نمیشه ندیده گرفت اون چیزی رو که میبینیم.
الان انشالله تابلوه که من دارم در مورد چی حرف میزنم دیگه؟!
پیوست:دوستان من ارادتمند همه تون هستم اما خواهش میکنم دعواها و اختلاف نظراتتون رو در وبلاگ ها ی همدیگه حل کنید نه در اینجا.با عرض معذرت همه اون کامنت ها رو پاک کردم
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت 16:36 توسط مجتبي امیری
|